تبليغاتX
جهنم + من یا من + جهنم

سلام به همه دوستای خوبم خوبین انشالا که خوب باشید . با یه عکس جنجالی خدمتتون رسیدم اینبار عکاس خودم هستم . دوستان میدونید که امسال  سال الگوی مصرف نام گرفته خوب من هم به نوبه خودم میخوام فرهنگ سازی کنم . به عکس بالا که نگاه کنید فکر کنم چیزی دستتون نمیاد اما اگه به دقت نگاه کنید  میبینید که با یک آب هویج بستنی متفاوت و کم هزینه روبه رو هستین . خوب برای ساخت این آب هویج بستنی به یک هویج نسبتا چشم نواز یک لیوان یکبار مصرف ۱۰ گرم بستنی و یک لیتر آب آشامیدنی خنک نیازمندین . خوب ابتدا آب خنک را درون لیوان بریزین و سپس هویج را با ملایمت وارد لیوان کنید و با آرامی ۱۰ گرم بستنی را روی سطح آب شناور رها کنید . امیدوارم که خوشتون اومده باشه از این نوع آب هویج بستنی . درضمن برای زیبایی هم میتونید یک نی رو به کار اضافه کنید . موفق باشید .  اصلاح الگوی مصرف را جدی بگیرید .


+ نوشته شده توسط سجاد در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:49 |

شنیدم که: چون قوی زیبا بمیرد

فریبنده زاد و فریبا بمیرد

 

شب مرگ ، تنها نشیند به موجی

رَود گوشه ای دور و تنها بمیرد

 

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

که خود در میان غزلها بمیرد

 

گروهی برآنند کاین مرغ شیدا

کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد

 

شب مرگ از بیم ، آنجا شتابد

که از مرگ ، غافل شود تا بمیرد

 

من این نکته گیرم که باور نکردم

ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

 

چو روزی زآغوش دریا برآمد

شبی هم در آغوش دریا بمیرد

 

تو دریای من بودی آغوش وا کن

که می خواهد این قوی زیبا بمیرد


+ نوشته شده توسط سجاد در شنبه پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 16:22 |

خواهر آنخ ماهو

سلام سلام وای خدا دلم برا همهتون تنگ شده سال جدید مبارک نبودم اما حالا هستم خداییش دست گلتون درد نکنه و دمتون گرم برای نظراتتون . از دوستای با مرام و همیشگیم هم ممنون هستم
علیرضا(هفت کویر) - آتیش - سارا - غزل9 و ... مرسی از نظراتتون

من آمده ام وای وای من آمده ام !!!! جوووو گرفتم وحشتناک وای خدا دلم برا دوستم تنگ شده عزیزم خوبی ؟

دوستمه

ار ار ار

خوب خدارو شکر سال جدید مبارک عزیزم

ار اور ارا

ممنونم خوب فعلا


+ نوشته شده توسط سجاد در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 و ساعت 2:7 |

ياددارم يک غروب سرد سرد
ميگذشت از توي کوچه دوره گرد
دوره گردم دار قالي مي خرم
دست اول جنس عالي ميخرم
گر نداري کوزه خالي مي خرم
کاسه و ظرف سفالي مي خرم
اشک دور چشم بابا حلقه بست
عاقبت اهي زد و بغضش شکست
اول سال است و نان در سفره نيست
اي  خدا شکرت  ولي اين  زندگيست
بوي نان تازه هوش از ما ربود
اتفاقا مادرم هم روزه بود
صورتش ديدم که لک بر داشته
دست خوش رنگش ترک برداشته
باز اواز درشت دوره گرد
پرده انديشه ام را پاره کرد
دوره گردم دار قالي مي خرم
دست اول جنس عالي ميخرم
گر نداري کوزه خالي مي خرم
کاسه و ظرف سفالي مي خرم
خاهرم بي روسري بيرون دويد
گفت اقا سفره خالي ميخري


+ نوشته شده توسط سجاد در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 15:2 |

علی هنوز رمق داره

سلام به همه دوستای خوبم دمتون گرم با نظراتتون و ممنونم از دوست عزیزم علی جون که همیشه لطفش رو نسبت به من دریغ نکرده این پست رو از طرف اون میذارم بری شما .

ماجرا از این قراره که داشتیم با علی جون تلفنی صحبت میکردیم که گفت یه عکس و مطلب دیدم که بگذارش تو وبلاگت و جالب هست ما هم گفتیم چشم و گذشت تا امروز خودم با دیدن این عکس در لحظه اول جا خوردم

اینجوری نوشته بود :(علی هنوز رمق دارد , عرض اروند را زیر آب شنا کرده است . از سرعت 60 کیلومتری اروند میگذرد. او خسته کنار ساحل رسیده , تله های انفجاری , انگشتان پای علی را به خلیج فارس برده .!!!!!)
 خداییش اینا کی بودند ؟! از جنس چی بودند ؟! من نمیدونم به عکس که نگاه میکنم حس عجیبه بهم میده  که نمیتونم بنویسم خستگی رو میشه از نگاهش حس کرد اما چی اون رو سر پا نگه داشته ؟؟؟


+ نوشته شده توسط سجاد در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 و ساعت 0:45 |

آیا شیطان وجود دارد؟

 و آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"
زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم.... او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."
و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.


+ نوشته شده توسط سجاد در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 و ساعت 21:39 |